بازاریابی چیست

چه طور بازاریابی را تعریف کنیم؟
فعاليتي انساني در جهت ارضاي نيازها وخواسته ها ازطريق فرايند مبادله. منشا و رکن اساسي نظام بازاريابي، نياز وخواسته هاي انسان است. محصول زاييده نياز بشر است، هر چيزي را که خدمتي ارائه دهد يا نيازي را برآورده سازد، مي توان محصول قلمداد کردکه شامل افراد، مکان ها، سازمان ها، خدمات وعقايد است. به عبارت ديگرمحصول عبارت است از چيزي که قادر به ارضاي يک خواسته باشد. نياز بيان کننده ي حالت محروميت احساس شده در فرد است. محصولات به هر اندازه که خواسته هاي فرد را برآورده کنند داراي ارزش هستند.خواسته در بازاريابي، شکل برآورده ساختن نيازهاست وتقاضا توانايي رفع خواسته است.

منشا و رکن اساسي نظام بازاريابي، نياز وخواسته هاي انسان است.بازاريابي از زماني آغاز مي شود که فرد تصميم مي گيرد نيازها وخواسته هايش را از طريقي خاص که آن را”مبادله”مي ناميم، ارضا کند. مبادله يکي از چهار انتخاب گوناگوني است که فرد براي ارضاي نيازهاي خود ازآنها استفاده مي کند.
1- اولين انتخاب خود توليدي است. انسان گرسنه، گرسنگي خود را از طريق شکار و. . . برطرف مي کند. در اين جا نه بازاري وجود دارد و نه بازاريابي.
2-دومين انتخاب فرد استعانت از ديگران است. فرد گرسنه از فردي ديگر به عنوان کار خيرغذا طلب مي کند و چيزي جز قدرداني عرضه نمي دارد.
3-سومين انتخاب فرد اعمال زور است. فرد گرسنه مي تواند بازور يا دزدي غذا را از چنگ ديگري در بياورد. در اين جا از قدرداني خبري نيست.
4-چهارمين انتخاب فرد مبادله است. فرد گرسنه مي تواند به فرد ديگري که غذا دارد مراجعه کرده، منبعي را براي مبادله با غذا پيشنهاد کند. اين منبع مي تواند پول، محصول يا خدمتي باشد که براي صاحب غذا داراي ارزش است.
در مبادله بايد:
1.دو طرف وجود داشته باشد.
2.هر طرف چيزي با ارزش براي طرف ديگر داشته باشد.
3.هر طرف مجاز به پذيرش يا رد پيشنهاد طرف ديگر باشد، اگر اين شرايط موجود باشد، امکان مبادله نيز وجود خواهد داشت.
بازار چیست؟
تعريف بازار عبارت است از: “محلي براي مبادلات بالقوه” اگر براي محصول يا خدمت ما حتي يک نفر هم وجود داشته باشد، مي توانيم بگوييم که بازار وجود دارد. اندازه بازار به تعداد افرادي بستگي دارد، که:
1. به محصول به معني عام يا شي مورد نظر علاقه مندند.
2. حاضرند منابع لازم را براي به دست آوردن محصول مبادله کنند.
تعريف بازار ما را به مفهوم بازاريابي مي رساند.
بازاريابي يعني تلاش در جهت از قوه به فعل درآوردن مبادلات براي ارضاي نيازها وخواسته هاي بشر.
ابعاد گوناگون مارکتينگ
بازارگرايي
گرايش به بازار و نياز مشتريان اولين ويژگي بازاريابي جديد است. مدير کامياب کسي است که سازمان را با شرايط روز همگام کند و اين زماني امکان پذير است که کارکنان و مديران گرايش به بازار را به عنوان يک فرهنگ و بينش بپذيرند و دنبال کنند.
بازارشناسي
“شناخت” لازمه ي هر حرکت عاقلانه و هر تصميم اصولي است. شناخت بازار تلاشي نظام مند است براي گردآوري، ضبط و ثبت اطلاعات مربوط به همه ي اجزاي تشکيل دهنده ي نظام بازار و همه عواملي که بر نظام بازار تاثير مي گذارند.

بازاريابي
بازاريابي يعني جستجو براي يافتن مناسبترين بازار و بخش هايي که سازمان مي تواند در آن جا به صورت مفيدتر و موثرتر حضور يابد و پاسخگوي نياز و خواسته مردم باشد. بازاريابي يعني بخش بندي يا تقسيم بازارها و تعيين محصولات شرکت براي مناسب ترين بازارها.
بازارسازي
بازارسازي يعني نفوذ در بازار و معرفي و شناساندن سازمان و محصولات و خدمات آن با استفاده از عوامل قابل کنترل بازاريابي(محصول، قيمت، توزيع وترفيع فروش) بازاريابان با به کارگيري درست و اصولي اين عوامل مي توانند در شرايط مختلف جايگاهي در بازار براي خود به دست آورند و با سياست ها و برنامه هاي مناسب سهم بيشتري از بازار را در اختيار بگيرند.
بازارگردي
بازارگردي وظيفه اي است که بازارياب را وادار مي سازد تا بيش از ديگران با تحولات و تغييرات بازارها آشنا گردد. اين آگاهي از طريق حضور در صحنه رقابت و مبادله و مشاهده بازارها امکان پذير است. شرکت کردن در نمايشگاه ها، بازديد از بازار هاي گوناگون و بودن در محيط بازار، ديد مديران را بازتر مي سازد. به عبارتي، مهمترين نقش بازار گردي تقويت و گاهي تغيير “ديد” است.
بازارسنجي
بازار سنجي يعني تحليل موقعيت بازار با توجه به آنچه بوديم و داشتيم، آنچه هستيم و داريم و آنچه بايد داشته باشيم. همه محصولات و خدمات و سازمان ها داراي منحني عمر خاصي هستند که اين منحني شامل مراحل معرفي، رشد، بلوغ و اشباع، و افول است و هر مرحله شرايط ويژه اي داردکه بازارياب بايد، براساس اين ويژگي ها واکنشهاي مناسبي نشان دهد. بازار سنجي يا ارزشيابي و سنجش فعاليت هاي سازمان، نقاط قوت و ضعف را به خوبي نمايان مي سازد.
بازارداري
بازارداري يعني حفظ مشتريان کنوني و تشويق و ترغیب آنان به خريد بيشتر و تداوم خريد از طريق ايجاد “رضايت” در آنان. آگاهي از رفتار مشتريان، ارتباط برقرار کردن با آنان، داشتن اطلاعات روانشناختي وجامعه شناختي و نيز اطلاع داشتن از حرکات و امکانات رقبا نقش ارزنده اي در حفظ مشتري دارد.
بازارگرمي
براي بازارداري لازم است بازار گرمي را از دست ندهيم. بازارگرمي يعني تبليغات و تشويقات به موقع جهت آگاه ساختن، متقاعد ساختن و ترغيب مشتريان براي ارتباط بيشتر با سازمان و خريد از آن و مقابله با حرکات رقيب. يکي از مهمترين ابزار هاي بازارگرمي استفاده از خلاقيت ها، نوآوري ها و ابتکارات است.
بازارگرداني
بازارگرداني يعني مديريت بازار که شامل برنامه ريزي، اجرا و کنترل امور گوناگون بازار و ابعاد مختلف بازاريابي است. بازارگرداني شامل تنظيم و تنظيم استراتژي ها و برنامه ها، سازماندهي و اجراي همه ي امور مربوط به شناساندن و معرفي محصولات شرکت به بازارها، نظارت بر فعاليت ها براي دستيابي به اهداف سازمان و ايجاد رضايت براي مشتريان و جامعه است.
با توجه به ابعاد گوناگون مارکتينگ مي توان گفت واژه ي مناسب براي(Marketing) “بازارگرداني” است که همان “مديريت بازار” است و همه امور مربوط به برنامه ريزي، اجرا وکنترل فعاليت هاي گوناگون را در بر مي گيرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − پانزده =