بازاريابي يا مارکتينگ چيست؟

بازاريابي يا مارکتينگ چيست؟

تعريف بازاريابي جديد به نظر فليپ کاتلر، بازاريابي عبارت است از: “فعاليتي انساني در جهت ارضاي نيازها وخواسته ها ازطريق فرايند مبادله.”

منشا و رکن اساسي نظام بازاريابي، نياز وخواسته هاي انسان است. محصول زاييده نياز بشر است، هر چيزي را که خدمتي ارائه دهد يا نيازي را برآورده سازد، ميتوان محصول قلمداد کردکه شامل افراد، مکان ها، سازمان ها، خدمات وعقايد است.

به عبارت ديگرمحصول عبارت است از چيزي که قادر به ارضاي يک خواسته باشد. نياز بيان کننده ي حالت محروميت احساس شده در فرد است. محصولات به هر اندازه که خواسته هاي فرد را برآورده کنند داراي ارزشند.

خواسته در بازاريابي، شکل برآورده ساختن نيازهاست وتقاضا توانايي رفع خواسته است منشا و رکن اساسي نظام بازاريابي، نياز وخواسته هاي انسان است.

بازاريابي از زماني آغاز ميشود که فرد تصميم مي گيرد نيازها وخواسته هايش را از طريقي خاص که آن را”مبادله”مي ناميم، ارضا کند. مبادله يکي از چهار انتخاب گوناگوني است که فرد براي ارضاي نيازهاي خود ازآنها استفاده ميکند.

اولين انتخاب خود توليدي است.

انسان گرسنه، گرسنگي خود را از طريق شکار و. . . برطرف مي کند. در اين جا نه بازاري وجود دارد و نه بازاريابي.

دومين انتخاب فرد استعانت از ديگران است.

فرد گرسنه از فردي ديگر به عنوان کار خيرغذا طلب مي کند و چيزي جز قدرداني عرضه نميدارد.

سومين انتخاب فرد اعمال زور است.

فرد گرسنه مي تواند بازور يا دزدي غذا را از چنگ ديگري در بياورد. در اين جا از قدر داني خبري نيست.

چهارمين انتخاب فرد مبادله است.

فرد گرسنه مي تواند به فرد ديگري که غذا دارد مراجعه کرده، منبعي را براي مبادله با غذا پيشنهاد کند. اين منبع مي تواند پول، محصول يا خدمتي باشد که براي صاحب غذا داراي ارزش است.

در مبادله بايد:

  • 1. دو طرف وجود داشته باشد.
  • 2. هر طرف چيزي با ارزش براي طرف ديگر داشته باشد.
  • 3. هر طرف مجاز به پذيرش يا رد پيشنهاد طرف ديگر باشد اگر اين شرليط موجود باشد، امکان مبادله نيز وجود خواهد داشت.
بازار

تعريف بازار عبارت است از “محلي براي مبادلات بالقوه” اگر براي محصول يا خدمت ما حتي يک نفر هم وجود داشته باشد، مي توانيم بگوييم که بازار وجود دارد. اندازه بازار به تعداد افرادي بستگي دارد که

  • 1. به محصول به معني عام يا شي مورد نظر علاقه مندند
  • 2. حاضرند منابع لازم را بري به دست آوردن محصول مبادله کنند.

تعريف بازار ما را به مفهوم بازاريابي مي رساند.

بازاريابي يعني تلاش در جهت از قوه به فعل درآوردن مبادلات براي ارضاي نيازها وخواسته هاي بشر.

ابعاد گوناگون مارکتينگ

ابعاد گوناگون مارکتينگ

بازار گرايي

گرايش به بازار و نياز مشتريان اولين ويژگي بازاريابي جديد است. مدير کامياب کسي است که سازمان را با شرايط روز همگام کند و اين زماني امکان پذير است که کارکنان و مديران گرايش به بازار را به عنوان يک فرهنگ و بينش بپذيرند و دنبال کنند.

بازار شناسي

شناخت” لازمه ي هر حرکت عاقلانه و هر تصميم اصولي است. شناخت بازار تلاشي نظام مند است براي گردا?وري، ضبط و ثبت اطلاعات مربوط به همه ي اجزاي تشکيل دهنده ي نظام بازار و همه عواملي که بر نظام بازار تاثير مي گذارند.

بازاريابي

?بازاريابي يعني جستجو براي يافتن مناسبترين بازار و بخش هايي که سازمان مي تواند در ان جا به صورت مفيد ترو موثرتر حضور يابدو پاسخگوي نياز و خواسته مردم باشد. بازاريابي يعني بخش بندي يا تقسيم بازارها و تعيين محصولات شرکت براي مناسب ترين بازارها.

بازار سازي

بازارسازي يعني نفوذ در بازار و معرفي و شناساندن سازمان و محصولات و خدمات ان با استفاده از عوامل قابل کنترل بازاريابي)محصول، قيمت، توزيع وترفيع فروش( . بازاريابان با بکارگيري درست و اصولي اين عوامل مي توانند در شرايط مختلف جايگاهي در بازار براي خود به دست آورند و با سياست ها و برنامه هاي مناسب سهم بيشتري از بازار را در اختيار بگيرند.

بازار گردي

بازارگردي وظيفه اي است که بازار ياب را وادار مي سازد تا بيش از ديگران با تحولات و تغييرات بازارها آشنا گردد. اين آگاهي از طريق حضور در صحنه رقابت و مبادله و مشاهده بازارها امکان پذير است. شرکت کردن در نمايشگاهها، بازديد از بازار هاي گوناگون و بودن در محيط بازار، ديد مديران را بازتر مي سازد. به عبارتي، مهمترين نقش بازار گردي تقويت و گاهي تغيير “ديد” است.

بازار سنجي

بازار سنجي يعني تحليل موقعيت بازار با توجه به آنچه بوديم و داشتيم، آنچه هستيم و داريم و آنچه بايد داشته باشيم. همه محصولات و خدمات و سازمان ها داراي منحني عمر خاصي هستند که اين منحني شامل مراحل معرفيريا، رشد، بلوغ و اشباع، و افول است و هر مرحله شرايط ويژه اي دارد که بازار ياب بايد براساس اين ويژگي ها واکنشهاي مناسبي نشان دهد. بازار سنجي يا ارزشيابي و سنجش فعاليت هاي سازمان، نقاط قوت و ضعف را به خوبي نمايان مي سازد.

بازار داري

بازار داري يعني حفظ مشتريان کنوني و تشويق و ترغيب آنان به خريد بيشتر و تداوم خريد از طريق ايجاد “رضايت” در آنان. آگاهي از رفتار مشتريان، ارتباط برقرار کردن با آنان، داشتن اطلاعات روانشناختي وجامعه شناختي و نيز اطلاع داشتن از حرکات و امکانات رقبا نقش ارزنده اي در حفظ مشتري دارد.

بازار گرمي

براي بازار داري لازم است بازار گرمي را از دست ندهيم. بازارگرمي يعني تبليغات و تشويقات به موقع جهت آگاه ساختن، متقاعد ساختن و ترغيب مشتريان براي ارتباط بيشتر با سازمان و خريد از آن و مقابله با حرکات رقيب. يکي از مهمترين ابزار هاي بازار گرمي استفاده از خلاقيت ها، نوآوري ها و ابتکارات است.

بازار گرداني

بازار گرداني يعني مديريت بازار که شامل برنامه ريزي، اجرا و کنترل امور گوناگون بازار و ابعاد مختلف بازاريابي است. بازار گرداني شامل تنظيم و تنظيم استراتژي ها و برنامه ها، سازماندهي و اجراي همه ي امور مربوط به شناساندن و معرفي محصولات شرکت به بازار ها، نظارت بر فعاليت ها براي دستيابي به اهداف سازمان و ايجاد رضايت براي مشتريان و جامعه است.

با توجه به ابعاد گوناگون مارکتينگ ميتوان گفت واژه ي مناسب برايMarketingبازار گرداني” است که همان “مديريت بازار” است و همه امور مربوط به برنامه ريزي، اجرا وکنترل فعاليت هاي گوناگون را در بر مي گيرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − 12 =