نظریه‌های تکاملی در زمینه‌ی تنبلی

نظریه‌های تکاملی در زمینه‌ی تنبلی

اجداد کوچ‌نشین‌مان باید انرژی‌شان را برای رقابت بر سر منابع غذایی محدود و مبارزه با دشمنان و درندگان یا فرار از آنها ذخیره می‌کردند. صرف انرژی برای هر چیزی غیر از آن‌هایی که برای‌شان فواید کوتاه‌مدت به همراه داشت، می‌توانست زندگی‌شان را به خطر بیندازد. در این شرایط، در نبود امکانات رفاهی هم‌چون آنتی‌بیوتیک‌ها، بانک‌ها، جاده‌ها یا یخچال‌ها تفکر بلندمدت تقریبا بی‌معنی و بیهوده است. خواستن به‌عمل منجر می‌‌شود، و عمل به ارضا و خشنودی آنی؛ و در این بین، نیاز چندانی به پیشنهاد، برنامه‌ریزی، و آماده‌سازی و غیره نیست.امروزه، تلاش محض برای بقا از دستور کار زندگی انسان خارج شده است، و دیگر تنها فعالیت‌های راهبردی طولانی‌مدت به دست‌یابی به بهترین نتایج منجر می‌شوند. با این حال، هم‌چنان به طور غریزی به ذخیره‌ی انرژی ادامه می‌دهیم، و این مسئله ما را از تلاش و کوشش در جهت انجام فعالیت‌های غیرملموسی که بازده‌ی نامشخص و متاخر دارند، بی‌تمایل می‌کند.

هوش و روشن‌بینی می‌توانند غریزه را بی‌اثر کنند، و برخی آدم‌ها از برخی‌ آدم‌های دیگر آینده‌نگرتر هستند؛ آنها همان‌هایی هستند که از فراز قله‌ی موفقیت‌های‌‌شان “افراد تنبل‌” را به سخره می‌گیرند. در حقیقت، تنبلی ارتباط تنگاتنگی با فقر و شکست دارد، تا آن‌جا که یک فرد فقیر، صرف‌نظر از این‌که واقعا چه‌قدر سخت کار می‌کند، غالبا فردی تنبل قلمداد می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 5 =