قوانین نامگذاری در کسب و کار و محصولات

قوانین نامگذاری در کسب و کار و محصولات

شايد با ديدن عنوان اين مقاله از خودتان بپرسيد وقتي که هدف کسب و افزايش سودآوري از طريق فروش محصولات است  ديگر دليل يک نامگذاري قانونمند چه مي تواند باشد؟ آيا يک نامگذاري قانونمند و استاندارد در فروش ما تاثيرخواهد داشت؟

پاسخ کاملاً مثبت است! نام هاي خوب بيشتر مي فروشند، سهم بازار بيشتري به دست مي آورند؛ در خاطر مصرف کننده باقي مي مانند و شانس کسب پيروزي نهايي در بازار برايشان به مراتب بيشتر از نام هاي تکراري، غير استاندارد و پيش و پا افتاده و يا پيچيده است. نام هاي غير اصولي محکوم به فنا هستند!

امروزه قوانين بازاريابي بسيار بيشتر از زمان گذشته بازبيني و اصلاح شده است و بسياري از اشتباهات قديمي آن ديگر تکرار نمي شود، اما در کشوري همچو ايران که بازاريابي در حد کتاب هاي ترجمه شده و تشريفات بروز مي کند با همان راهکارها و تکنيک هاي قديمي انجام مي شود. حال آنکه اگر شما در چنين فضايي که اغلب رقبايتان هرگز به فکر انجام يک عمليات واقعي و سنجيده بازاريابي نيستند، هوشمندانه گام برداريد، پيروزِ ميدان نبردِ بازار خواهيد بود.

در گذشته کشورهاي صنعتي- که قريب به اتفاق شرکت هاي ايراني در زمان فعلي مانند آنها فکر مي کنند- گمان مي کردند که با افزايش توانمندي نيروهاي فروشنده، گسترش کانال هاي فروش و سرعت در تحويل محصول به مشتري مي توانند سهم بازار بيشتري به دست بياورند و البته اين طرز تفکر کاملاً صحيح بود. اما پس از مدتي صاحبان مشاغل دريافتند که اين چرخه محصول نمي تواند قدرت رقابتي پايداري براي ايشان به دست بياورد. چرا که با ورود محصولات جديد که مصرف کنندگان و جامعه علاقه بيشتري به صحبت کردن درباره آنها داشتند باعث مي شد تا برخلاف در اختيار داشتن قدرتمندترين مذاکره کنندگان و فروشندگان؛ کانال ها و نمايندگان متعدد فروش و حتي غالب سهم بازار به زودي سهم فروش بالاي خود را از دست داده و بعضاً براي هميشه از حضور در بازار رقابتي حذف شده و يا انصراف دهند.

امروزه برخلاف گذشته، عمليات بازاريابي ديگر به صورت تاکتيکي و با برنامه ريزي هاي کوتاه مدت انجام نمي شود. حالا عصرِ ظهورِ بازاريابي استراتژيک به جاي بازاريابي سنتي است و بازاريابي از کتاب و دانشگاه خارج و در تمامي سطوح بازار واقعي جريان پيدا کرده است. در چنين فضايي برگ برنده از آن کسب و کارها و محصولاتي است که قدرتمندترين برند (Brand ) بازار را در اختيار داشته باشند. حالا مديران کسب و کارها به اين واقعيت رسيده اند که هنگامي که يک برند خلق شده و جايگاه خود را در بازار پيدا کند از بين بردن آن تقريباً غير ممکن است.

زماني که با محصولي جديد و مفيد وارد بازار بشويد که قبلاً نمونه آن ديده نشده و يا کمتر به چشم خورده باشد مشتريان و جامعه ترغيب خواهند شد تا درباره شما با ديگران صحبت کنند و از طريق قديمي ترين شيوه بازاريابي، يعني همان بازاريابي دهان به دهان مخاطبين و در نتيجه فروش هاي بيشتري را براي شما به وجود بياورند. اما سوال اينجاست که اگر شما نام مناسب و خاصي را براي خودتان نداشته باشيد ديگران قرار است شما را چگونه صدا بزنند؟ به ياد داشته باشيد کسب و کارها و محصولات جديد و متفاوت هميشه نيازمند نامي جديد و متفاوت خواهند بود. به اعتقاد من اين نخستين قانون و پايه اي ترين عامل تاثيرگذار در برندينگ (Branding ) است.

البته با آنچه در ادامه خواهيد خواند يقين مي آوريد که نامگذاري نه تنها بسيار مهم و حساس بلکه يک فرآيند نسبتاً پيچيده است که نامگذاري جديد به دليل پيروي از اصول مي بايست در آن واحد از چندين قانون مهم پيروي کند. از همين روست که اصرار داريم نامگذاري را با صرف يک وعده صبحانه ساده اشتباه نگيريد! با همين نگرش هاي اشتباه سالانه براي من صدها درخواست از طريق ايميل ارسال مي شود که همگي مايلند تا من به صورت بداهه يک نام جديد براي محصول آنها ارائه کنم. حال آنکه براي آخرين پروژه نامگذاري که به من واگذار شده بود با کمک همکارانم بيش از دو ماه زمان صرف کرديم تا يک نام خاص و مناسب را پيدا کنيم. حال اگر براي نامگذاري قانونمند کسب و کار و يا محصول خود آماده ايد مرور قوانين را شروع خواهيم کرد!

1- مواجه شدن با نام بد!

آيا تابحال به نام افراد شناخته شده جهاني دقت داشته ايد؟ همگي از نام هاي مناسب برخوردارند. روند انتخاب نام شما براي فرزندانتان چگونه است؟ اگر قسمتي از همان ظرافت را در  نامگذاري تجاري خود بکار ببنديد قطعاً با نام هاي بد مواجه نخواهيد شد. در صورتي که قبلاً نامي را براي کسب و کار و يا محصول خود تکرار کرده ايد که نمي تواند پاسخگوي رقابت در بازار باشد دو راه بيشتر برايتان باقي نمي ماند:

الف: نامتان را عوض کنيد!

ب: نامتان را عوض کنيد!

به هر روي هر دو راهي که پيش پايتان قرار دارد سخت تر از آني است که درباره اش صحبت مي کنيم اما به هر حال اگر به دنبال رشد برند خود هستيد مي بايست چنين شجاعتي را داشته باشيد. بسياري از سوپر استارها بيش از صاحبان کسب و کار اين واقعيت را قبول کرده و پيش از آنکه مجبور به مسخره کردن نامشان باشند، نامي جديد براي خود برگزيدند. براي مثال کارگردان شهير فيلم هاي هنري Woody Allenاز طرف والدينش Allan Stewart Konigsbergنامگذاري مي شود نامي که نه به اين آساني در خاطر مي ماند و نه نامي که شباهت به نام افراد شناخته شده دارد. به راستي دليل تغيير نام وي از Allan StewartKonigsbergبه Woody Allenچه بوده است؟ از نامش متنفر بوده يا بيشتر از شما بازاريابي مي دانسته است؟!

2- از قوانين پيروي کنيد

در حين برنامه ريزي و اجراي فرآيند نامگذاري به مسائل معنوي و عاطفي تکيه نکنيد. قانون را در پيش بگيريد تا بازنده نباشيد. حدوداً دو سال پيش در مورد نامگذاري شرکت يکي از دوستانم کنجکاو شدم. از او پرسيدم دليل وجود واژه “مهر” در نام شرکت چيست؟ و پاسخ غير حرفه اي نشان دهنده ميزان علاقه او به همسرش و تولد همسر وي در مهرماه بوده است. اگر چه با اين پاسخ منکر ميزان و شدت علاقه او به همسر متولد مهرماهش نمي شوم اما اينها دلايل منطقي و کافي براي موفقيت در رقابت نخواهد بود.

3- نامهاي کوتاه موفقترند

از آنجايي که من هم در ايران زندگي مي کنم با قوانين دست و پا گير و مخل بازاريابي نامگذاري شرکت ها در ايران آشنايم. لذا کافي است نام حقوقي خود را هر گونه که مايليد به ثبت برسانيد و در عوض يک نام تجاري و مستعار کوتاه براي کسب و کار خود پيدا کنيد. قطعاً يک نام کوتاه مانند نوکيا به مراتب موفق تر از نامي چون سوني اريکسون در بازار رقابتي تلفن هاي همراه عمل خواهد کرد. حال آنکه نام هاي کوتاه نه تنها بيشتر دست نخورده و صحيح در ذهن مخاطب باقي مي مانند، معمولاً با بخت بيشتري در شيوه نگارش نيز روبرو مي شوند.

4- نام هاي منحصربفرد قدرتمندترند

يک نام منحصربفرد مي تواند براي کسب و کار و محصول شما اقبال بيشتري را به همراه بياورد. نام هايي که قبلاً شنيده نشده اند اما از تلفظ و نگارش راحتي نيز برخوردار باشند مي توانند شما را به يکي از بزرگترين رهبران بازار بدل کند. براي مثال Adobeيک نام کاملاً منحصر بفرد است که پيش از آن کمتر کسي آنرا شنيده بود. نام هايي چون Sony, Yahoo, Googleنيز از همين قانون تبعيت کرده اند.

5- نام هاي ساده در دسترس بيشتري هستند

بسياري ساده بودن يک نام را با کوتاه بودن آن اشتباه مي گيرند. اين در حالي است که بسياري از نام هاي ساده چون “گاج” خود نياز به نامگذاري مجدد (Renaming ) دارند. در عوض نام هاي ساده اي چون کاله يا تکدانه به واسطه نام ساده اي که در ذهن ماندگار است نيمي از راه را رفته اند.

6- IBMديگري خلق نمي شود!

اگرچه همواره رقابت بازاريابان در نامگذاري، در انتخاب نام هاي کوتاه بيشتر به چشم مي آيد اما شما فريب نام هاي اختصار را نخوريد. شرکت IBMبيش از يکصد سال پيش دقيقاً در زماني که هنوز نام هاي متعددي در بازار رقابتيش وجود نداشت پايه گذاري شد. در حالي که امروز در تمامي بازارها هزاران نام وجود دارد و حتي اگر شما نخستين فعال يک بازار جديد باشيد به واسطه وفور نامها، ديگر براي اينکار دير شده است. نام هاي اختصار توانايي تداعي هيچ ذهنيتي را در سلسه افکار مشتري به جهت خريد و وفاداري به برند نخواهند داشت.

7- از نام هاي عمومي استفاده نکنيد

انتخاب نام هاي عمومي بزرگترين تله براي دفع شما از بازار است. نام هايي چون ميهن، کبريت توکلي و گلستان با حضور يک رقيب که نامي خاص داشته باشند به چالش کشيده خواهند شد. براي مثال دايتي يک نام خاص و آماده براي رقابت با ميهن يک نام عمومي و آشنا بود چرا که واژه ميهن هميشه به يک کلمه ي کامل کننده ديگر مثل “بستني ميهن” نياز دارد اما دايتي، دايتي است! از طرفي با گسترش نفوذ اينترنت و وب در زندگي روزمره مصرف کنندگان و مردم کلمات عمومي شانس موفقيت چنداني در رقابتِ حاکم در موتورهاي جستجو نخواهند داشت.

8- نوشتن و تلفظ يکي باشد

Hyundaiنمونه بارزترين نمونه ناموفق نامگذاري در اين زمينه است! جالب آنجاست نوع نوشتار و تلفظ اين نام در اغلب زبان ها با مشکل مواجه است. Hyundaiکه در ايران هيونداي خوانده مي شود در اصل هانداي مي باشد. شما مي بايست نامي را انتخاب کنيد که مصرف کننده با واسطه شنيدن نام بتواند به راحتي نام شما را نوشته و از آن مهمتر در اينترنت نام صحيح شما را تايپ کند. وگرنه قسطنطنيه هم يک نام است!!

نکته مهم ديگر در مورد قانون شماره هشت آن است که نوع نوشتن و تلفظ آن در اغلب زبان هاي مختلف جهان به يک گونه باشد. براي مثال محصولات بهداشتي “AVE ” در فارسي “اوه” نوشته مي شوند. اين در حالي است که نوشتار فارسي واژه “Oh ” نيز “اوه” مي باشد. اوه! خداي من!

9- در دهان بچرخد!

بعضي ها اصرار با استفاده و يا خلق نامهاي عجيب و غريبي دارند که حتي وفادارترين مصرف کنندگان و مشتريانشان هم نمي توانند به خوبي نام کسب و کار يا محصول ايشان را استفاده کنند. نام هايي چون هاويلوکس يا HSBCجز نام هاي معيوب در اين زمينه به شمار مي روند. به ياد داشته باشيد براي برندهايي که به دنبال برتري هستند، دهان مردم مهمترين عضو آنهاست. چرا که بازاريابي دهان به دهان يکي از مهمترين شيوه هاي موثر بازاريابي به شمار مي رود!

10- جلب توجه کند

نام هايي که جلب توجه مي کنند هميشه موفق تر از نام هاي عادي جلوه خواهند کرد. معمولاً يک نام جلب توجه کننده که از ديگر قوانين نام گذاري تبعيت مي کند بسيار موفق تر از ساير نامها ظاهر خواهد شد و بيشتر در ذهن مخاطبين باقي خواهد ماند. “توماج” در مقايسه با نام ساير سخنرانان نيز يکي از همان نامهاست. شايد بازاريابي و برندينگ در خانواده ما يک حرفه ارثي باشد!!

11- ذهنيت ساز باشد

هر نامي براي يک گروه تجاري، صنعتي يا رشته فعاليت اقتصادي به درد مي خورد. از نام هايي استفاده کنيد که با شنيده شدن آنها ذهن مخاب به سمت و سوي يک دسته از محصول و يا گروه خاصي از کسب و کارها هدايت شود.

12- آهنگ داشته باشد

به دنبال نامي باشيد که مصرف کننده با گفتن آن آهنگ خاصي را نيز بشنود. نام هاي صدا دار مي توانند به سرعت صدا ساز نيز شوند و سر و صدا چيزي است که شما در برندينگ به آن به شدت نياز خواهيد داشت. از طرفي نام هاي صدا دار شانس بيشتر در تبليغات خود به صورت موثر خواهند داشت. نامي چون BlackBerry ، چي توز، تولي پرس و مخصوصاً اشي مشي از اين دسته هستند.

13- تکراري نباشند

نام هاي تکراري بودجه و انرژي زيادي را براي برندينگ خود نياز دارند. براي مثال من “ماهان” نام تکراري و پر هزينه است. با شنيده شدن نام ماهان، عده اي به ياد هواپيمايي ماهان و عده ي ديگري به ياد موسسه آموزش عالي آزاد ماهان خواهند افتاد. بودجه بازاريابي خود را در برندينگ و تبليغات هدر ندهيد!

14- اينترنت را فراموش نکرده باشد!!

در دنياي ارتباطات امروزي، اينترنت و وب سايت ها نقس بسزايي در بازاريابي و فروش شما بازي مي کنند. به دنبال نام هايي باشيد که اصل نام با آدرس دامنه اينترنتي شما برابر باشد. براي مثال شرکت ماکروسافت از آدرس Microsoft.comاستفاده مي کند و آدرس هاي پيش و پا افتاده ديگري چون Microsoftco.comعملاً متنفي است. براي چک کردن دامنه هاي اينترنتي آزاد مي توانيد از وب سايت هاي Whoisاستفاده کنيد. همچنين بسياري از نام هاي مد نظر شما از قيمت هايي چون 700$ براي فروش گذاشته شده اند. البته يادتان باشد که چند ماه پيش دامنه FB.comبه قيمت هشت ميليون و پانصد هزار دلار معامله شد. به هر حال اگر نام مناسبي براي کسب و کار و محصول خود پيدا کرده ايد کمي دست و دلباز باشيد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − هفت =