زبان بدن احساسات

زبان بدن احساسات3

  • شاد

الف. لبخند می‌زند و می‌خندد
ب. بینی و چشم‌های‌اش چین می‌خورند
پ. بازوهای‌اش آزادانه در هوا چرخ می‌خورند، می‌رقصد و بالا پایین می‌پرد

  • بی تاب و ناشکیبا

الف. سرش را دائما و با سرعت تکان می‌دهد (زود باش! شروع کن!)
ب. مدام نوک انگشتان پا یا دست‌اش را به چیزهای اطراف می‌زند و صدایی مانند صدای تیک تاک ساعت در می‌آورد. (گوش کن! این‌ها ثانیه‌هایی هستند که از دست می‌روند. آن‌ها هم منتظر تو هستند.)
پ. آه می‌کشد، ساعت یا سایه‌ها را چک می‌کند (زمان. چه‌قدر کند می‌گذرد!)

  • حسود

الف. لب‌های‌اش را به داخل جمع می‌کند، یا ترش رویی می‌کند
ب. چشمان‌اش را تنگ می‌کند و به شخص مقابل می‌دوزد، تا جایی که وی مجبور می‌شود نگاه‌اش را بدزدد
پ. دست به سینه می‌ایستد و از زبان بدن ناامید، عصبانی، مالکیت طلب، یا کج‌خلق و تلخ استفاده می‌کند

  • دروغگو

الف. بینی، گوش، گردن، و بخش‌های مختلف صورت‌اش را می‌خاراند
ب. تغییرات ناگهانی در رفتار و وضعیت‌اش مشاهده می‌شود، از جمله دائما تماس چشمی‌اش را قطع و وصل می‌کند، مدام پلک‌های طولانی می‌زد و شانه‌های‌اش را بالا می‌اندازد
پ. خنده‌ها و لبخندهای نا به هنگام دارد (می‌خواهد وانمود کند این لبخندها کاملا معمولی هستند)
ت. زبان بدن افراد مضطرب را به همراه دارد
ث. هم‌زمان با گفتن “‌بله‌” سرش را تکان می‌دهد (خودش هم نمی‌تواند دروغ‌هایش را باور کند)
ج. لب‌های‌اش را لیس می‌زند، دهان‌اش را می‌پوشاند، دهان‌اش را لمس می‌کند، و غیره

  • غرق در فکر و رویا

الف. کف دستان‌اش را روی پیشانی می‌گذارد، و انگشتان‌اش را باز می‌کند (این فکر سرم را به درد آورده است)
ب. با یک دست چشمان‌اش را می‌پوشاند (اگر من نتوانم دنیا را ببینم، پس حتما آن هم نمی‌تواند من را ببیند …)
پ. چشمان‌اش را باز می‌کند و به فضا خیره می‌شود، با دستان‌اش میز مقابل‌اش را سفت می‌چسبد

  • بازیگوش / دوستانه

الف. چشمک می‌زند
ب. ابروهای‌اش را به این طرف و آن طرف حرکت می‌دهد
پ. با ملایمت به شخص مقابل ضربه‌های آرامی می‌زند یا وی را به آرامی هل می‌دهد

  • در حال لذت بردن از چیزی

الف. سرش را به یک سمت کج می‌کند، لب‌های‌اش کمی از هم باز هستند، چشم‌های‌اش بسیار باز یا کاملا بسته هستند
ب. حرکاتی آرام و ملایم می‌کند و بدن‌اش را می‌کشد (مثلا به گردن یا کمرش قوس می‌دهد)
پ. چهره‌اش کمی گلگون است، و تنفس و ضربان قلب تندی دارد

  • مالکیت طلب

الف. هم‌زمان با دست دادن به شخص مقابل، بازوهای‌ وی را نیز می‌گیرد
ب. دست‌های‌اش را روی شانه‌ها، گردن، کمر، پشت، یا حتی روی دیوار کنار شخص مقابل قرار می‌دهد
پ. در حریم فردیِ شخص مقابل می‌ایستد، و کاملا صورت در صورت وی قرار می‌گیرد
ت. انجام هر گونه رفتاری که صمیمیت یک طرفه را نشان دهد، مانند لمس کردن گونه‌های شخص مقابل
ث. هر شخصی را که بیش از حد به وی نزدیک می‌شود، مجبور به عقب نشینی می‌کند

  • مغرور / مسلط

الف. سر بالا، سینه جلو، شانه‌ها عقب
ب. با شخص مقابل چنان با زور و دردآور دست می‌دهد که نه فقط استخوان‌های شخص مقابل را به درد می‌آورد، بلکه هم‌چنین دست خود را بالاتر قرار می‌دهد
پ. به گونه‌ای می‌نشیند که کاملا به عقب تکیه دهد، دست‌ها پشت سر، و پاهای‌اش بالا قرار بگیرند
ت. تماس چشمی قوی، بدون پلک زدن، و متمرکز بر قرار می‌کند

  • بی‌میل / مقاوم

الف. دست به سینه، و گاهی مشت کرده (هیچ وقت اتفاق نمی‌افتد!)
ب. پاهای‌اش را روی زمین می‌کشد (من دلم نمی‌خواهد!)
پ. بینی‌اش را با دست می‌گیرد (می‌خواهی من را به چه کاری مجبور کنی؟)
ت. دست‌های‌اش را روی گوش‌های‌اش می‌گذارد (من دیگر هیچ چیز نمی‌شنوم!)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 + 6 =