تاثیر تبلیغات وشخصیت برندبرتصمیم خرید

تاثیر تبلیغات وشخصیت برندبرتصمیم خرید

شخصيت برند يک مفهوم جذاب و خوش آيند در بازاريابي امروز است.

آکر (Aaker) آن را به عنوان يکي از ابعاد هسته اي هويت برند و اتفاقا به عنوان نزديکترين متغيربه فرآيند تصميم گيري مصرف کننده براي خريد توصيف کرده است.

ايده شخصيت واکنشي است به گرايش به ارزش روابط شخصي در جامعه معاصر .

اين يک عقيده رايج در ميان مديران شرکت هاي چند مليتي است که تبليغات نقش محوري در ايجاد برند بازي مي کند.توسعه و ،يک برند قوي نيازمند تفکر استراتژيک است به طوري که ابزارهاي برند ادراک ارزش وعده داده شده براي مشتريان را انتقال مي دهند و سپس اطمينان حاصل مي کنند که وعده داده شده عملي مي شود.

ساختن يک برند قدرتمند نيازمند تعيين ويژگيهاي منافع ملموسي که برند با خود حمل مي کند و مزاياي مشتريان از افزوده شدن آن منافع و مزاياي رواني يا احساسي محصول است.

اين مفهوم ممکن است براي يک مشتري وفادار تحت عنوان ارزش معني شود.
در بازار انبوه عموما استعداد خرده فروشي به عنوان يک منبع ارزشمند جهت ساختن برند مي باشد به طوري که کيفيت خدمات ارائه شده توسط خرده فروشان به افتخارات برند افزوده مي شود.

ممکن است شرکت ها خود را براي بازار انبوه جايگاه يابي کنند به وسيله فراهم کردن تعاملات با مشتريان مهمي که منافع و ارزش هاي برند را بهينه مي کنند.

بحث زير در اين مقاله تاثير شيوه هاي تبليغاتي در توسعه شخصيت برند وتاثير آنها بر رفتار خريد مصرف کنندگان را تجزيه و تحليل مي کند. بحث ها را در اين مقاله پيرامون مسائل مربوط به تبليغات به عنوان محرک هاي برند ، نوع شناسي برند، رابطه شناختي بين رفتار مصرف کننده، ارتباط و ادرکات برند مي باشد.

اين مقاله همچنين براي هماهنگ کردن پيشنهادات به عنوان مفاهيم مديريتي براي شخصيت برند با در نظر گرفتن متغيرهاي شناختي متقابل رفتار مصرف کننده تلاش مي کند.
ارزش ويژه برند در بازار رقابتي

مفهوم ارزش ويژه برند مشتري محور به عنوان اثر تفاضلي (افتراقي) که شناخت برند بر پاسخ مصرف کننده به فعاليت هاي بازاريابي آن برند دارد تعريف شده است.

گفته مي شود که ارزش ويژه برند مشتري محور مثبت (يا منفي) دارد وقتي که مصرف کنندگان بيشتر (يا کمتر) به فعاليت آميزه بازاريابي برند واکنش مساعد نشان مي دهند، در مقايسه با زماني که فعاليت بازاريابي يکساني نسبت به يک نسخه فرضي ويا بي نام از محصول و يا خدمت انجام مي شود.

واکنش مصرف کننده به فعاليت هاي بازاريابي براي برند رقيب يا يک برند جايگزين مشخص مي تواند معيار مفيدي باشند (به عنوان مثال براي تعيين يگانکي تداعي معاني برند و هزينه فرصت توسعه برند ، به ترتيب).ارزش ويژه برند مشتري محور زماني مفهوم مي يابد که مصرف کنندگان با برند اشنا باشند و برخي تداعي معاني هاي مطلوب و منحصر به فرد با برند در حافظه داشته باشند.

مصرف کنندگان فقط يک تصوير از يک برند دارند، که توسط دارايي هاي برند در اختيار شما مي باشد:

نام ، سنت ، بسته بندي ، تبليغات ، وضع ارتقاء ، قيمت گذاري ، پذيرش تجارت ، نظم و انضباط نيروي فروش ، رضايت مشتري ، الگوهاي تکرار خريد ، و غيره ايجاد شده .

واضح است که برخي از دارايي ها براي بازاريابان محصول نسبت به بازاريابان خدمات مهمتر هستند ، و بالعکس. کيفيت و قيمت به عنوان مفاهيم جدا از هم در ذهن مصرف کنندگان وجود ندارد و مرتبط(وابسته به هم) هستند.

تحقيقات نشان داده اند که تخفيف هاي زياد سبب مي شود که مصرف کنندگان به اين که چيزي اشتباه است اعتقاد پيدا کنند. تنزيل مکرر خدمات کاهش مي دهد ارزش برند را به دليل يک عکس العمل تقريبا ناخودآگاه توسط صرف کننده ، زيرا که معتقد است کيفيت نيز کاهش يافته است.
ارزش ويژه برند و رابطه مشتري

ارزش ويژه برند قدرتمند اجازه مي دهد تا شرکت ها بهتر مشتريان را حفظ کنند، به نيازهايشان با اثربخشي بيشتر رسيدگي کنند ، و سود(منافع) را افزايش دهند.ارزش ويژه برند مي تواند با پياده سازي موفق و مديريت تلاش بازاريابي ارتباطي مداوم به وسيله ارائه ارزش به مشتري، و گوش دادن به نيازهاي آنان افزايش يابد.

بي توجهي به نکاتي که رابطه برند-مشتري ارائه نموده در بازار و به کار نگرفتن اين منافع و خوش بيني که به اينکه رابطه يقينا در دراز مدت ايجاد خواهد شد منجربه شکت مي شود.ايده اصلي برند ممکن است بين مشتري کامل و احتمالي قرار داشته باشد، اما مجموع کلي ايده برند يا ادراک ريشه در تجربيات مشتريان با برند خود و همه پيغام هايش و تعاملات و مانند آن دارد.

در بازار يک برند برحسب ارزش ويژه بالايش، يک برند قوي در نظر گرفته خواهد شد.

ارزش ويژه برند بالاتر خواهد بود اگر وفاداري، آگاهي، کيفيت ادراک شده ، روابط کانال قوي و تداعي معاني برند نيز بالاتر باشند. ارزش ويژه بالاي برند مزاياي رقابتي بسياري را براي شرکت فراهم مي کند.

ارزش ويژه برند ممکن است به عنوان بالاترين ارزش پرداخت شده براي برند در جريان(طي)خريد-پرداخت بديهي باشد. اين مفهوم ممکن است به عنوان ارزش افزوده يک کسب و کار بالاتر از ارزش دارايي هاي فيزيکي آن به سبب جايگاه بازار به دست آمده توسط برند و توسعه پتانسيل برند تعريف شود.
تشخيص شخصيت برند

شخصيت برند يک مفهوم جذاب و خوش آيند در بازاريابي امروز است.آکر(Aaker ) آن را به عنوان يکي از ابعاد هسته اي هويت برند و اتفاقا به عنوان نزديکترين متغيربه فرآيند تصميم گيري مصرف کننده براي خريد توصيف کرده است.

ايده شخصيت واکنشي است به گرايش به ارزش روابط شخصي در جامعه معاصر. آن همچنين به اين ايده که روابط در زندگي اجتماعي مهم هستند، اشاره دارد.برحسب سلسله مراتب نياز هاي مازلو،آن تلاش مي کند تا محصولات خود را به سطوح بالاتري از رضايت نياز، مثل تعلق ، عشق و اعتماد به نفس بالا ببرد. شخصيت برند در روش هاي مختلف و با ابزارهاي مختلف آفريده شده است.به هر حال ، هميشه ايجاد(آفريدن) شامل ارتباطات فعال همراه شرکت است:

شخصيت بايد منتشر شود تا زنده بماند. تحقيقات ارزش ويژه برند تلاش براي مطرح کردن يک ارزش به اتکاء يک برند در بازار است به همان شکلي که سهام / انبارها ارزش شرکت در چشم سرمايه گذاران است.در واقع، تحقيقات ارزش ويژه برند نشان داده اند که اين دو با يکديگر رابطه دارند — رشد در ارزش ويژه برند با رشد ارزش سهام، و همچنين فروش ها، سود ها، قيمت حق بيمه و رضايت کارمندان ارتباط دارد(همبستگي دارد).

تحقيق ارزش ويژه برند دو عنصر دارد:

نقشه برش نما(نمودار) برند-جايي که برند و رقبايش با مجموعه اي از ارزش ها و ويژگي ها نمايش داده مي شوند.شاخص ها معمولا در مدل ثابت هستند، اما ويژگي ها ممکن است خاص آن برند يا طبقه باشند.

مدل تبديلي-

جايي که مدل درجه قوت يا آسيب پذيري که شما بر مبناي مشتريانتان در رابطه با رقابت داريد ارزيابي مي کنند.

تاثیر تبلیغات وشخصیت برندبرتصمیم خرید

شخصيت برند يک مفهوم جذاب و خوش آيند در بازاريابي امروز است.

آکر (Aaker) آن را به عنوان يکي از ابعاد هسته اي هويت برند و اتفاقا به عنوان نزديکترين متغيربه فرآيند تصميم گيري مصرف کننده براي خريد توصيف کرده است.

ايده شخصيت واکنشي است به گرايش به ارزش روابط شخصي در جامعه معاصر .

اين يک عقيده رايج در ميان مديران شرکت هاي چند مليتي است که تبليغات نقش محوري در ايجاد برند بازي مي کند.توسعه و ،يک برند قوي نيازمند تفکر استراتژيک است به طوري که ابزارهاي برند ادراک ارزش وعده داده شده براي مشتريان را انتقال مي دهند و سپس اطمينان حاصل مي کنند که وعده داده شده عملي مي شود.

ساختن يک برند قدرتمند نيازمند تعيين ويژگيهاي منافع ملموسي که برند با خود حمل مي کند و مزاياي مشتريان از افزوده شدن آن منافع و مزاياي رواني يا احساسي محصول است.

اين مفهوم ممکن است براي يک مشتري وفادار تحت عنوان ارزش معني شود.
در بازار انبوه عموما استعداد خرده فروشي به عنوان يک منبع ارزشمند جهت ساختن برند مي باشد به طوري که کيفيت خدمات ارائه شده توسط خرده فروشان به افتخارات برند افزوده مي شود.

ممکن است شرکت ها خود را براي بازار انبوه جايگاه يابي کنند به وسيله فراهم کردن تعاملات با مشتريان مهمي که منافع و ارزش هاي برند را بهينه مي کنند.

بحث زير در اين مقاله تاثير شيوه هاي تبليغاتي در توسعه شخصيت برند وتاثير آنها بر رفتار خريد مصرف کنندگان را تجزيه و تحليل مي کند. بحث ها را در اين مقاله پيرامون مسائل مربوط به تبليغات به عنوان محرک هاي برند ، نوع شناسي برند، رابطه شناختي بين رفتار مصرف کننده، ارتباط و ادرکات برند مي باشد.

اين مقاله همچنين براي هماهنگ کردن پيشنهادات به عنوان مفاهيم مديريتي براي شخصيت برند با در نظر گرفتن متغيرهاي شناختي متقابل رفتار مصرف کننده تلاش مي کند.
ارزش ويژه برند در بازار رقابتي

مفهوم ارزش ويژه برند مشتري محور به عنوان اثر تفاضلي (افتراقي) که شناخت برند بر پاسخ مصرف کننده به فعاليت هاي بازاريابي آن برند دارد تعريف شده است.

گفته مي شود که ارزش ويژه برند مشتري محور مثبت (يا منفي) دارد وقتي که مصرف کنندگان بيشتر (يا کمتر) به فعاليت آميزه بازاريابي برند واکنش مساعد نشان مي دهند، در مقايسه با زماني که فعاليت بازاريابي يکساني نسبت به يک نسخه فرضي ويا بي نام از محصول و يا خدمت انجام مي شود.

واکنش مصرف کننده به فعاليت هاي بازاريابي براي برند رقيب يا يک برند جايگزين مشخص مي تواند معيار مفيدي باشند (به عنوان مثال براي تعيين يگانکي تداعي معاني برند و هزينه فرصت توسعه برند ، به ترتيب).ارزش ويژه برند مشتري محور زماني مفهوم مي يابد که مصرف کنندگان با برند اشنا باشند و برخي تداعي معاني هاي مطلوب و منحصر به فرد با برند در حافظه داشته باشند.

مصرف کنندگان فقط يک تصوير از يک برند دارند، که توسط دارايي هاي برند در اختيار شما مي باشد:

نام ، سنت ، بسته بندي ، تبليغات ، وضع ارتقاء ، قيمت گذاري ، پذيرش تجارت ، نظم و انضباط نيروي فروش ، رضايت مشتري ، الگوهاي تکرار خريد ، و غيره ايجاد شده .

واضح است که برخي از دارايي ها براي بازاريابان محصول نسبت به بازاريابان خدمات مهمتر هستند ، و بالعکس. کيفيت و قيمت به عنوان مفاهيم جدا از هم در ذهن مصرف کنندگان وجود ندارد و مرتبط(وابسته به هم) هستند.

تحقيقات نشان داده اند که تخفيف هاي زياد سبب مي شود که مصرف کنندگان به اين که چيزي اشتباه است اعتقاد پيدا کنند. تنزيل مکرر خدمات کاهش مي دهد ارزش برند را به دليل يک عکس العمل تقريبا ناخودآگاه توسط صرف کننده ، زيرا که معتقد است کيفيت نيز کاهش يافته است.
ارزش ويژه برند و رابطه مشتري

ارزش ويژه برند قدرتمند اجازه مي دهد تا شرکت ها بهتر مشتريان را حفظ کنند، به نيازهايشان با اثربخشي بيشتر رسيدگي کنند ، و سود(منافع) را افزايش دهند.ارزش ويژه برند مي تواند با پياده سازي موفق و مديريت تلاش بازاريابي ارتباطي مداوم به وسيله ارائه ارزش به مشتري، و گوش دادن به نيازهاي آنان افزايش يابد.

بي توجهي به نکاتي که رابطه برند-مشتري ارائه نموده در بازار و به کار نگرفتن اين منافع و خوش بيني که به اينکه رابطه يقينا در دراز مدت ايجاد خواهد شد منجربه شکت مي شود.ايده اصلي برند ممکن است بين مشتري کامل و احتمالي قرار داشته باشد، اما مجموع کلي ايده برند يا ادراک ريشه در تجربيات مشتريان با برند خود و همه پيغام هايش و تعاملات و مانند آن دارد.

در بازار يک برند برحسب ارزش ويژه بالايش، يک برند قوي در نظر گرفته خواهد شد.

ارزش ويژه برند بالاتر خواهد بود اگر وفاداري، آگاهي، کيفيت ادراک شده ، روابط کانال قوي و تداعي معاني برند نيز بالاتر باشند. ارزش ويژه بالاي برند مزاياي رقابتي بسياري را براي شرکت فراهم مي کند.

ارزش ويژه برند ممکن است به عنوان بالاترين ارزش پرداخت شده براي برند در جريان(طي)خريد-پرداخت بديهي باشد. اين مفهوم ممکن است به عنوان ارزش افزوده يک کسب و کار بالاتر از ارزش دارايي هاي فيزيکي آن به سبب جايگاه بازار به دست آمده توسط برند و توسعه پتانسيل برند تعريف شود.
تشخيص شخصيت برند

شخصيت برند يک مفهوم جذاب و خوش آيند در بازاريابي امروز است.آکر(Aaker ) آن را به عنوان يکي از ابعاد هسته اي هويت برند و اتفاقا به عنوان نزديکترين متغيربه فرآيند تصميم گيري مصرف کننده براي خريد توصيف کرده است.

ايده شخصيت واکنشي است به گرايش به ارزش روابط شخصي در جامعه معاصر. آن همچنين به اين ايده که روابط در زندگي اجتماعي مهم هستند، اشاره دارد.برحسب سلسله مراتب نياز هاي مازلو،آن تلاش مي کند تا محصولات خود را به سطوح بالاتري از رضايت نياز، مثل تعلق ، عشق و اعتماد به نفس بالا ببرد. شخصيت برند در روش هاي مختلف و با ابزارهاي مختلف آفريده شده است.به هر حال ، هميشه ايجاد(آفريدن) شامل ارتباطات فعال همراه شرکت است:

شخصيت بايد منتشر شود تا زنده بماند. تحقيقات ارزش ويژه برند تلاش براي مطرح کردن يک ارزش به اتکاء يک برند در بازار است به همان شکلي که سهام / انبارها ارزش شرکت در چشم سرمايه گذاران است.در واقع، تحقيقات ارزش ويژه برند نشان داده اند که اين دو با يکديگر رابطه دارند — رشد در ارزش ويژه برند با رشد ارزش سهام، و همچنين فروش ها، سود ها، قيمت حق بيمه و رضايت کارمندان ارتباط دارد(همبستگي دارد).

تحقيق ارزش ويژه برند دو عنصر دارد:

نقشه برش نما(نمودار) برند-جايي که برند و رقبايش با مجموعه اي از ارزش ها و ويژگي ها نمايش داده مي شوند.شاخص ها معمولا در مدل ثابت هستند، اما ويژگي ها ممکن است خاص آن برند يا طبقه باشند.

مدل تبديلي-

جايي که مدل درجه قوت يا آسيب پذيري که شما بر مبناي مشتريانتان در رابطه با رقابت داريد ارزيابي مي کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × پنج =