اهداف کسب وکار

اهداف کسب وکار
دراین بخش به بررسی انواع کسب وکار وتعریف کسب وکار از دیدگاه بزرگان این علم می پردازیم.

1- تعريف کسب و کار
نويسندگان مختلف، تعاريف متفاوتي از کسب و کار دارند. در واژه نامهي آکسفورد ” کسب و کار به معني خريد و فروش و تجارت آمده است” . در واژه نامهي لانگ من” کسب و کار به فعاليت پول در آوردن و تجارتي که از آن پول حاصل شود، گفته ميشود” .
به زبان ساده، کسب و کار عبارت است از حالتي از مشغوليت و به طور عام، شامل فعاليتهايي است که توليد و خريد کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود، در بر ميگيرد.
بر طبق نظر (ارويک و هانت) و کاري که در آن خدمات يا کارهايي که ديگر افراد جامعه به آن نياز دارند و مايل به خريد آن هستند و توان پرداخت بهاي آن را دارند، توليد، توزيع و عرضه مي شود. (پترسن و پلومن) بر اين باورند که هر تبادلي که در آن خريد و فروش صورت گيرد، کسب و کار نيست، بلکه کسب و کار، هر نوع تبادل تکراري و تجديد شونده ي خريد و فروش است.
پروفسور (اون) ، کسب و کار را يک نوع کاسبي مي داند که طي آن کالاها يا خدمات براي فروش در بازار توليد و توزيع مي شوند.
بنابراين با توجه به تعاريف ياد شده مي توان دريافت که کسب و کار با خريد و فروش کالاها، توليد کالاها يا عرضه ي خدمات، به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد.
2– ويژگيهاي کسب و کار:
با توجه به تعاريف کسب و کار در بالا ، ويژگيهاي کسب و کار، عبارتند از:
– فروش يا انتقال کالاها و خدمات براي کسب ارزش
– معاملهي کالاها و خدمات
– تکرار معاملات
– انگيزهي سود (مهمترين و قدرتمندترين محرک ادارهي امور کسب و کار)
– فعاليت توأم با ريسک. کسب و کار، هميشه بر آينده متمرکز است و عدم اطمينان، ويژگي آينده است. از اين رو، همواره کسب و کار، توأم با ريسک است.
3– اهداف کسب و کار:
باور عمومي اين است که تنها هدف کسب و کار، به دست آوردن سود اقتصادي است، در حالي که اين امر، واقعيت ندارد. آرويک معتقد است همان طور که انسان تنها با هدف خوردن زندگي نميکند، تنها هدف کسب و کار هم، کسب سود نيست. بنابراين، کسب و کارها هم داراي اهداف اقتصادي اند و هم اهداف اجتماعی اند.
4- انواع كسب كار:
– كسب و كار خانگي
4- کسب و کار خانگی را می توان به این صورت تعریف کرد:
به هر نوع فعاليت اقتصادي در محل سكونت شخصي كه با استفاده از امكانات و وسايل منزل راه اندازي شود كسب و كار خانگي مي گويند.
– اهميت كسب و كار خانگي
امروزه كسب و كارهاي خانگي از بخشهاي حياتي و ضروري فعاليتهاي اقتصادي كشورهاي پيشرفته محسوب مي شوند. كسب و كار خانگي از نظر ايجاد شغل ، نوآوري در عرضه محصول يا خدمات ، موجب تنوع و دگرگوني زيادي در اجتماع و اقتصاد هر كشور مي شوند. همچنين براي جوانان ، كسب و كارهاي خانگي نقطه شروع مناسبي براي راه اندازي كسب و كار شخصي است، زيرا راه اندازي آن در مقايسه با ديگر انواع كسب و كار ساده و آسان است. به عنوان نمونه شما ميتوانيد با يك دستگاه رايانه و يك خط تلفن ، يك كسب و كار اينترنتي راه بيندازيد و كارها و خدمات مختلفي را به مردم عرضه و ازاين راه براي خود درآمد كسب كنيد.
سابقه كسب و كارهاي خانگي:
كسب و كارهاي خانگي در ايران سابقه ديرينه دارند. بسياري از صنايع دستي كه امروزه هم وجود دارند، در منازل و محل سكونت افراد توليد ميشده اند. بطور كلي كسب و كار خانگي پديده جديدي نيست ،بلكه در نتيجه تغييرات و تحولاتي كه در فعاليتهاي اقتصادي – اجتماعي امروز به وجود آمده به آن توجه بيشتري شده است و اين نوع كسب و كارها روز به روز گسترش و توسعه مي يابند.
دلايل انتخاب كسب و كار خانگي:
1- بالا بردن كيفيت زندگي: امروزه اكثر صاحبان كسب و كار هاي خانگي بر اين باورند كه كار كردن در خانه، كيفيت زندگي آنان را بهبود ميبخشد. كاركردن در خانه باعث ميشود كه وقت بيشتري به خانواده و خانه اختصاص يابد و به ديگر مسائل و موضوعات خانواده، از قبيل تربيت و پرورش فرزندان توجه بيشتري شود.به طور كلي امروزه كار و زندگي بيش از پيش در همديگر ادغام شده اند.
توسعه فن آوري: امروزه با پيشرفتهاي زيادي كه در زمينه علوم رايانه و ديگر وسايل ارتباطي به وجود آمده، محيط خانه محل مناسب و بهتری براي كسب و كار شده است.
– مزاياي كسب و كار خانگي
آزادي و استقلال عمل بيشتر
ساعات كاري انعطاف پذير
ايجاد تعادل و موازنه بيشتر بين كار و زندگي
پايين بودن هزينه راه اندازي
پايين بودن ميزان ريسك
امكان كاركردن پاره وقت
راحت تر بودن تربيت بچه ها
داشتن فرصت و زمان بيشتر
تناسب با ويژگيهاي جسمي افراد معلول و كم توان
احتمال موفقيت بيشتر
تناسب با اقشار مختلف جامعه
احساس راحتي بيشتر
عدم نياز به مجوز
– نكات مهم براي راه اندازي كسب و كار خانگي
درباره ايده كسب و كارتان تحقيق كنيد.
درباره محصول يا خدماتتان نيز اطلاعات كسب كنيد.
محل كار خود را تعيين كنيد.
مشاركت ديگر اعضاي خانواده را جلب كنيد.
اسم مناسبي براي كسب و كارتان انتخاب كنيد.
اسباب و تجهيزات مناسبي براي كسب و كارتان تهيه كنيد.
پوشش مناسب و درخور براي كسب و كارتان فراهم كنيد.
يك صندوق پستي به كسب و كارتان اختصاص دهيد.
با دوستان و همسايگانتان رك و صادق باشيد.
حساب بانكي براي كسب و كارتان باز كنيد.
ارتباطات بيشتري با ديگران برقرار كنيد.
از داشتن كسب كار خانگي واهمه و خجالتي نداشته باشيد، بلكه به آن افتخار كنيد.
2- کسب و کار اينترنتي
اين نوع کسب و کار جديد بوده و با پيدايش کامپيوتر ، اينترنت، و توسعه جامعه خدماتي به عنوان يکي از سريع ترين کسب و کارها از نظر
تعداد، سود و حجم در عرصه تجارت جهاني مطرح هستند.
” کسب و کار اينترنتي به فروش محصولات يا خدمات در اينترنت گفته مي شود” . اين نوع کسب و کار به سرعت در اقتصاد امروز رشد و پيشرفت کرده است. خريد و فروش اينترنتي به کوچکترين کسب و کارها نيز اين امکان و فرصت را مي دهد که به مخاطبان خود در سطح جهاني با حداقل هزينه دسترسي پيدا کنند. امروزه بيش از 900 ميليون نفر در سطح دنيا از اينترنت استفاده مي کنند. 69 درصد از اين جمعيت، در طول 90 روز، دست کم يک خريد از اينترنت داشته اند.
يک سايت اينترنتي، تنها براي فروش محصول يا خدمات به کار نمي رود، بلکه مي تواند نقشها و کارکردهاي مختلفي داشته باشد. اگر محصول خاص و منحصر به فردي داريد که در ديگر نقاط دنيا وجود ندارد، مي توانيد با معرفي آن محصول در سايت خود، ديگران را از وجود آن مطلع کنيد و از اين طريق به اهداف خود دست يابيد.
زيبايي اينترنت در اين است که مخاطبان آن در سرتاسر دنيا پراکنده اند و اين امر مي تواند به معناي وجود مشتريان بالقوه براي شما باشد. اين نوع بازار، هيچ موقع بسته نمي شود. مشتريان شما مي توانند به صورت 24 ساعته به اطلاعات کسب و کارتان دسترسي پيدا کنند. شما نيز مي توانيد هر چند بار و با هر فاصله اي که بخواهيد ، اطلاعات مورد نظرتان را درباره ي فعاليتها و فروشگاهتان در صفحات اينترنت جاي دهيد. مهمتر از اين، شما مي توانيد کاتالوگي از محصولات و خدماتتان را همراه تصوير و حتي فيلم در صفحات اينترنت قرار دهيد. در اين صورت، مشتريان بالقوه ي شما مي توانند آنها را مشاهده کنند و حتي در هر ساعت از شبانه روز، سفارش خريد دهند.
– تفاوت كسب و كار اينترنتي با تجارت الكترونيكي

بسياري از افراد، كسب و كار اينترنتي-1 را با تجارت الكترونيكي-2 اشتباه مي گيرند در حالي كه اين دو مبحث با يكديگر متفاوتند. به عبارتي E-Business به مجموعه فعاليتهاي مربوط به كسب و كار از جمله مباحث بازاريابي، مالي، خريد و فروش، ارتباط با مشتريان، خدمات پس از فروش، همكاري با سرمايه
گذاران و… كه از طريق شبكه اينترنت انجام ميگيرد اطلاق ميشود در حالي كه E-Commerce تنها شامل مسائل مربوط به خريد و فروش از اينترنت مي باشد و خود، زيرمجموعه اي از E-Business است.
– انواع كسب و كارهاي اينترنتي
امروزه، كسب و كارهاي اينترنتي بسيار متنوع هستند. اما به طور كلي آنها را ميتوان آنها به 10 گروه عمده تقسيم بندي كرد:
ايجاد اجتماعات آنلاين
خريد، فروش و حراج كالاهاي مختلف
تبليغات اينترنتي
ارائه خدمات تخصصي به ديگران
ايجاد امپراطوري اطلاعات، اخبار و آموزش
تهيه و ارائه نرم افزارهاي مختلف
چند رسانه اي يا مالتي مديا
پيوستن به شبكه هاي واسطه گري

خدمات مربوط به ايميل
سرمايه گذاري مشترك
3- کسب و کار روستايي
اكنون توسعهي روستايي بيش از گذشته با پديدهي كارآفريني سرو كار دارد. مؤسسات و شخصيتهاي رواج دهندهي توسعهي روستايي، كارآفريني را به منزلهي يك مداخلهي راهبرد ميدانند كه مي تواند فرايند توسعهي روستايي را تسريع بخشد اما به نظر ميرسد كه همگي آنها بر نياز به گسترش بنگاههاي اقتصادي روستايي نيز توافق دارند. آژانسهاي توسعه، كارآفريني روستا را به عنوان يك نيروي اشتغالزایی بزرگ، سياستمداران آن را همچون يك راهبرد كليدي براي جلوگيري از ناآرامي در مناطق روستايي، و كشاورزان، آن را وسيلهاي براي بهبود درآمد خويش ميدانند. به اين ترتيب، كارآفريني از نقطه نظر تمام اين گروهها به عنوان وسيلهاي براي بهبود كيفيت زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي و ابزاري براي تثبيت اقتصاد و محيطي سالم تلقي ميگردد. در شرايط وجود يك سمتگيري كارآفرينانه در قبال توسعهي روستايي،
اين موضوع پذيرفته ميگردد كه كارآفريني، يك نيروي مركزي براي نيل به رشد و توسعه اقتصادي است. بدون آن، ديگر عوامل توسعه به هدر رفته و تلف ميشود؛ با اين حال، پذيرش اين نكته نميتواند به تنهايي به توسعهي روستايي و پيشبرد فعاليتهاي اقتصادي بيانجامد. كارآفريني در نواحي روستايي در جستجوي تركيب واحدي از منابع، هم در درون و هم در خارج از فعاليتهاي كشاورزي است. مثالهاي متنوعي از كاربردهاي غيركشاورزي منابع موجود همچون: گردشگري، آهنگري، درود گري، ريسندگي و مثالهايي از تنوع بخشي به فعاليتهاي نه چندان وابسته به كشاورزي در زمينههاي منابع آب، اراضي جنگلي، ساختمان، مهارتهاي موجود و توانمنديهاي محلي وجود دارد كه همگي با كارآفريني روستايي متناسب است. تركيب كارآفرينانهي اين منابع در رشته فعاليتهايي همچون: تسهيلات گردشگري، ورزش و اوقات فراغت، آموزش فني و حرفهاي، خرده فروشي و عمده فروشي، فعاليتهاي صنعتي (در سطح مهندسي و استاد كاري)، خدمات مشاورهاي، توليدات با ارزش افزوده بالا همچون گوشت، شير، فرآوردههاي چوبي و ساير فعاليتهاي خارج از مزرعه تجلي مييابد.
كارآفريني روستايي اساساً تفاوتي با كارآفريني در شهر ندارد جز اينكه بايد آن را در فضاي روستا تصور نمود. پترين (1994) كارآفريني روستايي را مجموع سه گزاره ذيل تعريف مينمايد:
نيرويي كه ساير منابع را براي پاسخگويي به يك تقاضا بيپاسخ بازار بسيج ميكند.
توانايي خلق و ايجاد چيزي از هيچ فرآيند خلق ارزش به وسيله امتزاج مجموعه واحدي از منابع درراستاي بهرهگيري از يك فرض آنچه در مجموع ميتوان براي تعريف مقوله كارآفريني روستايي بكار برد عبارتست از: «بكارگيري نوآورانه منابع و امكانات روستا در راستاي شكار فرصتهاي كسب و كار.
اين نوع کسب و کارها با توجه به اندازهي کوچک روستاها، در مقياسي
کوچک هستند و اغلب بين 10-20 نفر بوده و با توجه به غالب بودن فعاليتهاي کشاورزي و کارگاهي از کارايي خاصي برخوردارند. با توجه به تغييرات عصر کنوني و ورود به جامعهي اطلاعاتي، کسب و کارهاي روستايي نيز در نوع دچار تغيير و تحول شدهاند و انواع کسب وکارهاي خدماتي، توليدي، صنعتي و فناوري اطلاعات در آن ديده ميشود.
4- کسب و کارهاي خانوادگي:
کسب و کار خانوادگي يک نوع کسب و کار است که صاحبان آن با هم خويشاوند و فاميل باشند. به عبارت ديگر به کسب و کارهايي گفته مي شود که افراد يک خانواده و خويشاوندان اقدام به تشکيل کسب و کاري مي نمايند. اين نوع کسب و کار ها را مي توان در بسياري از کشورها همچون ايتاليا مشاهده نمود.اغلب ميان دو واژه «خانواده» و «كسب و كار» نوعي تضاد و دوگانگي وجود دارد، در حالي كه اين مفاهيم به عنوان دو زير سيستم از يك ابر سيستم به نام اجتماع و جامعه هستند كه در اثر ارتباطات و تاُثيرات متقابلي كه بر روي يكديگر مي گذارند تشكيل يك نظام كلي تر را به نام “كسب و كار خانوادگي” (فاميلي) مي دهند. برخي ديگر نيز براي تعريف اين مفهوم به مباحثي چون بينش و هدف يك شركت و يا يك كسب وكار خاص اتكا نموده اند و به موضوع از اين منظر نگريسته اند. نهايتاً اينكه تئوري مشهور مبتني بر منابع (RBV-1) بدين منظور يك شركت و يا كسب و كار خاص را بر اساس دسته بندي منابع موجود آن (دانش ، مواد ، سرمايه ، نيروي انساني و …) تعريف و تقسيم بندي مي نمايد.به هرحال تعاريف و تقسيم بندي هاي زيادي براي كسب و كار خانوادگي ارائه شده است.

براي تعريفي دقيق و روشن از اين مفهوم مي توان با دو ديد و تقسيم بندي كلي و جزئي به موضوع نگاه كرد. از ديد كلي مي توان يك كسب وكار يا شركت خانوادگي را بدين گونه تعريف نمود: شركت ها، مؤسسات و كسب و كارهايي كه بوسيله ارتباطات و تعاملات خانوادگي و افراد خانواده تحت تاًثير قرار مي گيرند.
از ديد جزئي تر تعاريف زير را مي توان براي يك كسب و كار خانوادگي برشمرد: كسب و كاري كه متعلق به افراد يك خانواده مي باشد و توسط افراد فاميل و غيرفاميل اداره مي شود.
همانطور كه مشخص است يك كسب و كار خانوادگي گاهي مي تواند فراتر از يك شركت خانوادگي باشد. و گاهاً نيز فقط در قالب يك شركت خانوادگي باشد. البته در تعريف اين نوع كسب و كار سه عامل مهم مطرح مي باشد: خانواده ، مالكيت و مديريت. آنچه كه از يافته هاي تمام تحقيقات بر مي آيد اين است كه همگرايي عامل خانواده و تنها يكي از دو عامل مالكيت و مديريت (خانواده و مالكيت يك كسب و كار ، يا خانواده و مديريت يك كسب وكار) مي تواند به تعريف يك كسب و كار خانوادگي بسنده كند.
به دليل اهميت بسيار زياد شركت ها و كسب و كارهاي خانوادگي در رشد و توسعه اقتصادي و همچنين اشتغالزايي و رفع بيكاري ، بسياري از كشورهاي جهان نسبت به اين مسئله و كارآفريني از طريق ايجاد اينگونه شركت ها روي آورده و برنامه ريزي هاي بسيار دقيق و هدف داري را در اين زمينه انجام مي دهند.
مطابق انتشارات آكادمي بين المللي تحقيقات شركت هاي خانوادگي در دسامبر 2003 ، سهم شركت هاي خانوادگي از كل شركت هاي موجود ، در اروپا حدود 60 – 93 درصد ، در ايالات متحده حدود 95 درصد و در آمريكاي مركزي و جنوبي حدود 65 درصد مي باشد. همچنين نزديك به 35 درصد از 500 شركت بزرگ آمريكايي از نوع شركت هاي خانوادگي مي باشد. شركت هاي بزرگي نيز در سطح دنيا از نوع شركت هاي خانوادگي مي باشند. همچنين شركت بزرگ Hoshi كه در قرن ششم در ژاپن تاُسيس گرديد نيز شركتي خانوادگي مي باشد. درصد شركت هاي خانوادگي از كل شركت هاي موجود در برخي از كشورهاي بدين شرح است: (ايالات متحده 95) ؛( ايتاليا 93)؛( فنلاند 80)؛( يونان 80) ؛( قبرس 80 )؛( سوئد 79 )؛ (اسپانيا 75) ؛ (هلند 74 )؛( پرتغال 70) ؛( بلژيك 70) ؛ (انگلستان 70) ؛ (آلمان 60) ؛( فرانسه 60 )؛( استراليا 75) ؛
با توجه به آمار و اطلاعات فوق مشاهده مي شود كه كسب و كارهاي خانوادگي از مهمترين اولويت هاي كشورهاي مختلف براي اشتغال زايي و كارآفريني محسوب مي شوند. سياستمداران و دولتمردان در كشورهاي مختلف قوانين و مقرراتي وضع نموده اند كه ضمن فراهم آوردن تسهيلات و امكاناتي در جهت راه اندازي ، رشد و توسعه كسب و كارهاي خانوادگي ، موانع و مشكلات پيش روي مؤسسان اين گونه كسب وكارها را نيز حداقل نموده است. افزايش سرمايه گذاري و تشويق سرمايه گذاران براي انتقال سرمايه ها به سمت اين گونه شركت ها نيز از ديگر برنامه هاي اقتصادي دولت ها مي باشد.
– رشد و بقاي كسب و كارهاي خانوادگي:
براي اينكه يك كسب و كار خانوادگي رشد نمايد و براي نسل هاي بعدي نيز بقا داشته باشد بايستي يك برنامه ريزي دقيق و اصولي براي كسب وكار از سوي مالكان و مديران كسب و كار انجام گيرد. علاوه بر اين به دليل اهميت روزافزون اين نوع كسب و كار هم براي جوامع و براي اقتصاد ملت ها حمايت هايي نيز بايست از سوي دولت ها در اين راستا انجام شود. تركيب چندين عامل براي توضيح و تشريح موفقيت، رشد و بقاي كسب و كارهاي خانوادگي لازم است از آن جمله مي توان به مواردي مانند فرهنگ خانواده ، شخصيت و خصوصيات هركدام از اعضاي خانواده ، عوامل محيطي و اجتماعي ، نوع كسب و كار ، خصوصيات كارآفرين (بنيانگذار) كسب وكار و بسياري موارد ديگر اشاره نمود. در شكل زير تركيبي از عوامل فوق مشاهده مي شود.
5- كسب و كارهاي كوچك:
به منظور تحليل آماري و با قاعده در خصوص كسب و كار كوچك ، بايد گفت كه اين مقوله داراي قوانين اجرايي تجاري است. هر صنعتي بر اساس درآمد و ميزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردي را براي خود
تعريف ميكند.
در بيشتر موارد اين تعريف به واسطه نمايندگي هاي دولتي تعريف ميشود تا تحت قوانين تغييرپذير دولتي تحليل هايي را صورت دهند. به علاوه ، اين استانداردها براي برنامههايي كه در خصوص كمك بهبود به امور مالي است كارا ميباشد. كسب و كار كوچك بصورت مستقل است و هر شركتي با كمتر از 500 پرسنل در اين حيطه قرار ميگيرد. اين اندازه مرسومترين استاندارد تعريف شده است. در آمريكا حدود 5/22 ميليون كسب و كار مستقل از كشاورزي و زراعت وجود دارد كه 99 درصد آن كسب و كار كوچك به حساب ميآيند.
– فعاليتهاي كسب وكار
6- کسب و کار خدماتي
شامل فعاليت هايي است که براي انتقال کالاها و خدمات از مکان توليد به محل مصرف، ضروري اند. بنابراين، خريد و فروش کالاها و خدمات و تمام فعاليتهايي را که انجام معادله را تسهيل مي کنند(انبارداري، درجه بندي، بسته بندي، تامين مالي و…)شامل مي شوند. کسب و کار خدماتي، کسب و کار تجارتي را نيز شامل مي شود و به انجام آن کمک مي کند. وظيفه ي اساسي کسب و کار خدماتي، برداشتن موانع فردي، مکاني، زماني، مبادلاتي، دانشي و غيره است و جريان آزاد کالاها و خدمات از توليد کننده به مصرف کننده را فراهم مي سازد.
– کسب و کار خدماتي
– خدمات حمايتي
– بانکداري
– حمل و نقل
– بيمه
– انبارداري
– بسته بندي
– تبليغات
– خدمات مستقيم
– داخلی
– هنري
– بهداشتي
– بيمه اي
– ارتباطات
7- کسب و کار تجاري
در واقع، تجارت شاخه اي از کسب و کار خدماتي است. به تعبيري، وضعيت نهايي فعاليت کسب و کار، شامل خريد و فروش کالاها و خدمات است. کسب و کارهاي تجاري را بر اساس اندازه و ميزان پوشش، به دو دسته ي اصلي تقسيم مي کنند:
– بر اساس اندازه و ظرفيت:
عمده فروش
خرده فروش
– بر اساس ميزان پوشش بازار:
تجارت منطقه اي
تجارت ملي
تجارت بين المللي
– كسب و كار بازرگاني
– فناوري و اطلاعات
– كسب و كار توليدي فرهنگ سازمانی
مي پردازيد متوجه مي شويد احساسي خاصي به شما دست مي دهد آنچه اين احساس را مي سازد فرهنگ سازماني حاکم است. اين که اين سازمان چگونه خود را سازمان دهي مي کند، قوانين و مقررات و باور هاي حاکم فرهنگ سازماني آن را مي سازد. در ادانه مطلب مي خواهيم به طور خلاصه به انواع فرهنگ هاي سازماني نگاهي بيندازيم.
فرهنگ قدرت :
در فرهنگ قدرت، کنترل عنصري کليدي است. فرهنگ قدرت معمولاً در سازمان هاي کوچک و متوسط يافت مي شود. تصميم ها در اين سازمان توسط يک فرد گرفته مي شود يا او در همه تصميم گيري ها نقش کليدي دارد. اين شخص قدرت و کنترلي که در وراي آن اقتدار وجود دارد را دوست دارد. کار گروهي در اين چنين سيستمي به صورت آشکارا کمتر ديده مي شود ولي همان مقدار هم با واکنش سريع و
منفي سازمان پاسخ داده مي شود و معمولا عواقب خوبي ندارد چون در کار گروهي نظر ها هم زياد مي شود و فرهنگ قدرت مورد نقد قرار مي گيرد. در اين سيستم چون تمايل به ابراز عقيده و ارائه مشاوره کم مي شود هميشه خطر بروز مشکلات يا به بيراهه رفتن وجود دارد. اين فرهنگ سازماني مشکلات خود را دارد و يکي سري مشکلات به پرسنل باز مي گردد مثلاً چون از کارمندان مشاوره گرفته نمي شود احساس بي ارزش بودن در سازمان در آنها تقويت مي شود و با افزايش بي انگيزگي، کاهش بهره وري و خارج شدن کارمندان تواناتر از سازمان هم بيشترمي شود.
– فرهنگ نقش سازماني :
امروزه در بيشتر سازمان ها اين فرهنگ حکمفرماست. در فرهنگ نقش سازماني يک شرکت يا سازمان به قسمت هاي مختلف تقسيم بندي مي شود که هر قسمت يک کاربري دارد . هر شخص در اين بخش با توجه به تخصصش نقشي خاص را به عهده مي گيرد. از مزاياي فرهنگ نقش سازماني اين است که وظايف به صورت تخصصي واگذار مي شوند. کارکنان با توجه به عنوان شغلي بر نقش به خصوص خود در سازمان متمرکز مي شوند و اين باعث افزايش بهره وري در سازمان شود. اين فرهنگ براي اداره يک شرکت بزرگ کاملا منطقي است.
فرهنگ وظيفه :
فرهنگ وظيفه در تيمي نمود پيدا مي کند که براي انجام کامل و بي عيب و نقص يک هدف به هر کس وظيفه اي خاص محول مي شود. اين فرهنگ سازماني در کسب و کار هاي مدرن امروزي و در بين گروه ها وقتي که يک پروژه تيمي تعريف مي شود و هدف اتمام پروژه به بهترين نحو و در کمترين زمان ممکن است نمود پيدا مي کند. يک فرهنگ سازماني مزاياي روشني دارد. به افراد قدرت بيشتري داده مي شود چون آنها در تيمي قرار مي گيرند که مي توانند در تصميم گيري ها شرکت کنند و ابراز عقيده کنند. آنها احساس ارزشمندي بيشتر مي کنند چون براي آن تيم انتحاب شده اند و به آنها مسئوليتي واگذار شده است و بايد وظيفه خود را تا رسيدن به موفقيت نهايي انجام دهند. به عنوان مثال ناسا
قسمتي از فرهنگ سازماني خود را به اين صورت نهادينه سازي مي کند
با کار هايي مانند قرار دادن پرسنل در تيم هايي که بايد ماموريتي را به عهده گيرند و آنرا در زمان مورد نظر به انتها برسانند.
– فرهنگ فردي :
فرهنگ فردي معمولا در سازمان هاي خيريه يا غير انتفاعي وجود دارد. تمرکز سازمان بر کمک به افراد يا رفع يک مشکل اجتماعي است.
– فرهنگ پيشرو يا پسرو :
سازمان هايي که جوهر کارآفريني را در خود دارند، هميشه از تغيير با آغوش باز استقبال مي کنند و به نظرات مشتريان و کارکنان گوش فرا مي دهند و نگاهي رو به جلو دارند. اين سازمان ها که ديد به آينده دارند ريسک پذير هستند و کار خود را به بهترين نحو ممکن انجام مي دهند. در چنين سازماني فرهنگ پيشرو حکمفرماست. اما در سازماني که فرهنگ پسرو حکمفرماست. از تغييرات استقبال نمي شود و از يک سيستم مشخص و دستور العمل ها تبعيت مي شود. آنها ريسک پذير نيستند و به همين دليل کسب و کار آنها رونق شگفت انگيزي ندارد. يکي از مثال هاي چنين فرهنگ سازماني شرکت فروش مارک و اسپنسر در انگلستان است چون آنها در ايجاد تغييرات بسيار کند هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × دو =