اثر محیط بر روی روح و روان بشر

 اثر محیط بر روی روح و روان بشر

به طور قطع یکی از اموری که زمینه ساز سعادت و کمال انسان در دنیا و آخرت است، داشتن محیطی سالم و امن است، که انسان بتواند در پناه آن، به تربیت جسم و جان خویش بپردازد و اصولاً یکی از وظائف مهم بشر که حفظ جان است، جز با زیستن در محیط سالم و زیبا امکان پذیر نیست. بدین سبب شرط اولیه داشتن روحی سالم، جسم سالم است و جسم سالم نیز فقط زمانی حاصل می شود که انسان از محیط زیست طبیعی سالم و دلگشا بهره مند باشد.

محیط زیست طبیعی سالم تأثیر شگرفی بر روح و روان آدمی دارد. محیط پاک و آراسته و خرّم، زندگی را شاداب و معطر می سازد. شنیدن آواز روح بخش پرندگان، ترنم لطیف جویباران، آهنگ دلربای چشمه ساران، صفای سبز سبزه زاران، نسیم لطیف کوهستان، رقص دلنشین درختان و زیبایی شهر و دیار، همه و همه تأثیر اعجاب انگیزی بر زندگی و حیات انسان دارند. هر کسی از تماشای چنین منظره های زیبایی احساس آرامش و نشاط کرده و امنیت و آسایش را در حیات خویش لمس می کند. بر عکس، آسیب رساندن به محیط زیست و نابودی طبیعت باعث وارد آمدن صدمات و زیان های جبران ناپذیری به بشریت می شود.

امیرمؤ منان على (علیه السلام) درباره نحوه زندگى عرب جاهلى و تأثیر محیط جغرافیایى و طبیعى بر اخلاق و رفتار انسان سخنى روشنگر دارد، چنانکه فرموده است :

«ان الله بعث محمدا – صلى الله علیه و آله و سلم – نذیرا للعالمین و اءمینا على التنزیل ، و اءنتم معشر العرب على شر دین ، و فى شر دار، منیخون بین حجاره خشن ، و حیّات صم ، تشربون الکدر، و تاءکلون الجشب ، و تسفکون دماءکم ، و تقطعون اءرحامکم ، الاصنام فیکم منصوبه ، و الاثام بکم معصوبه»1؛ همانا خداوند محمد (ص ) را برانگیخت ، تا مردمان را انذار کند و فرمان خدا را چنان که باید برساند. آن هنگام شما اى مردم عرب ! بدترین آیین را برگزیده بودید و در بدترین سراى خزیده بودید. منزلگاهتان سنگستان هاى ناهموار، همنشینتان گرزه مارهاى زهردار، آبتان تیره و ناگوار، خوراکتان گلوآزار، خون یکدیگر را ریزان ، از خویشاوند بریده و گریزان ، بتهایتان همه جا برپا و پاى تا سر آلوده به خطا.

بى گمان زندگى در محیطى خشن و همراه با درگیرى و جنگ ، روحیه فرد را به سوى خشونت و جمود و خودمحورى مى کشاند، چنانکه عرب جاهلى به هیچ وجه خود را پایبند قانون و مقررات نمى دید و به زندگى مدنى و آداب و مقررات آن به دیده بى اعتنایى و حتى ریشخند مى نگریست.

امیرمؤ منان على (علیه السلام) محیط جغرافیایى و طبیعى عرب جاهلى را بدترین محیط معرفى کرده است . آنان در میان سنگستان هاى سخت و بیابان هاى بى آب و علف و در کنار مارهاى گزنده اى مى زیستند که زهرشان را علاجى نبود. آب آشامیدنى آنان چنان تیره و بدرنگ بود که حتى انسان تشنه رغبتى به نوشیدن آن نداشت ، مگر آنجا که بیم مرگش مى رفت ؛ و این به دلیل عدم سکونت عرب هاى بادیه نشین در محلى خاص بود که سبب مى شد چاهى حفر نکنند و آبى جز به اندازه نیاز فورى خود فراهم نسازند. بى ثباتى زندگى خود در روحیه و رفتار آنان تأثیر مى گذاشت . همچنین سختى و ناگوارى خوراکشان در روحیات و خلقیاتشان نقشى بسزا داشت . بیشتر آنان هر جنبنده و موجودى را مى خوردند.قرآن کریم درباره اثر محیط زیست می فرماید: «و البلد الطیب یخرج نباته باذن ربّه و الذی خبث لایخرج الاّ نکدا…؛سرزمین پاکیزه، گیاهش به فرمان پروردگار می روید؛ اما سرزمین های بدطینت و شوره زار، جز گیاه ناچیز و بی ارزش، از آن نمی روید»امیرمؤمنان على (علیه السلام) تأثیر محیط جغرافیایى و طبیعى را درباره مردم “بصره ” نیز مطرح نموده است و اینکه چگونه تن دادن به ناگواری هاى محیط جغرافیایى و طبیعى و عوامل ناشى از آن ، بر تربیت انسان تأثیر مى گذارد. آن حضرت در نکوهش مردم بصره فرمود: أرضکم قریبه من الماء، بعیده من السماء؛ خفت عقولکم ، و سفهت حلومکم ، فاءنتم غرض لنابل ، و أکله لآکل ، و فریسه لصائل .

سرزمین شما به آب نزدیک است ، و دور از آسمان ، خردهایتان اندک است و سفاهت در شما نمایان ؛ نشانه تیر بلایید و طعمه لقمه ربایان و شکار حمله کنندگان .پستى زمین و آلودگى منطقه زندگى و گندیدگى آب در آن محیط و عدم تلاش مردمان براى تغییر محیط جغرافیایى و طبیعى خویش ، تأثیرات خود را در اخلاقیات و روحیات مردمان به جا مى گذاشت . همچنین امام على (علیه السلام) در این باره فرموده است: بلادکم أنتن بلاد الله تربة : أقربها من الماء، و أءبعدها من السماء؛ و بها تسعه أعشار الشر، المحتبس فیها بذنبه ، و الخارج بعفو الله .

خاک شهر شما گندترین خاک است و زمین آن مغاک. نزدیکترین به آب و دورترین شهرها به آسمان ؛ و نُه دهم شر و فساد و نهفته در آن . آن که درون شهر است زندانى گناه ، و آن که برون است ، عفو خدایش پناه .اخلاقکم دقاق ، و عهدکم شقاق ، و دینکم نفاق ، و ماؤ کم زعاق ، و المقیم بین اظهرکم مرتهن بذنبه ، و الشاخص عنکم متدارک برحمته من ربه.خوى شما پست است و پیمانتان دستخوش شکست . دورویى تان شعار است ، و آبتان تلخ و ناگوار. آن که میان شما به سر برد، به کیفر گناهش ‍ گرفتار، و آن که شما را ترک گوید مشمول آمرزش پروردگار.

برچسب‌ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + سه =